تبليغاتX
یادداشتهای شخصی علیرضا دبیر

از ارديبهشت ماه و با آغاز به كار شورا طبق يك برنامه هفتگي در كنار جلساتي كه داريم از مناطق شهرداري و پروژه هاي در حال ساخت بازديد مي كنم يكي از اين پروژه ها سينما آزادي مي باشد كه در اين مدت بيش از ۱2 بار از آن بازديد داشتم، هر بار كه مي رفتم، از دوستان عزيزي كه در ‌آنجا مشغول کار هستند سئوال مي كردم كه واقعاً مطمئن هستيد كه اين پروژه در 22 بهمن تكميل مي شود يا نه؟ كه آنها با قاطعيت جواب مثبت مي دادند و من هم با توجه به حجم بالاي كار در جواب مي گفتم: فكر نمي كنم .

اما سينما آزادي داراي 5 سالن سينما است.  4 سالن با گنجايش 170 نفر و يك سالن با گنجايش 600 نفرتمامي سيستم ها ديجيتالي است و از پيشرفته ترين نوع در دنيا محسوب مي شود و يكي از سالنها به گونه اي طراحي شده كه امكان برگزاري كنسرت و برنامه هاي ديگر را دارا مي باشد در كنار سالنهاي سينما يك رستوران زيبا و چندين واحد تجاري هم در نظر گرفته شده است مدت زمان انجام پروژه 18 ماهه اعلام شده بود ولی 7، 8 ماه به دليل مسائل حقوقي كار به تعويق افتاد و در واقع اين پروژه 10 ماهه به ثمر رسيد .

البته مشكلات غيرقابل پيش بيني هم در حين كار بوجود مي آمد از جمله برخورد به يك پست مخابراتي بود كه هيچكس از وجود چنين چيزي در اين محل خبر نداشت .

در سه شيفت كار انجام مي شد و از نكات جالب اينكه در حين بالا رفتن طبقات از زيرزمين نازك كاري شروع شد .

در اين بنا 13 پله برقي بكار رفته، اين نوع پله برقي براي اولين بار در ايران نصب مي شود و طراحي آن طوري است كه امكان گير كردن چادر يا لباسهاي بلند به داخل آن وجود ندارد .

همچنين اين سينما داراي سيستم تهويه، سيستم حرارتي و برودتي پيشرفته و برق اضطراري مي باشد كه به علت عدم وجود تجهيزات و متريال مورد نياز همگي از خارج كشور تأمين شده همچنين 2 زمين ۹۰۰ متري براي ساخت پاركينگ طبقاتي در كنار سينما خريداري شده كه بزودي ساخت آن آغاز مي شود .

طبق برنامه زمانبندي قرار بود اين پروژه 22 بهمن آماده شود اما با توجه به برگزاري جشنواره فيلم فجر بهره برداري آن از 12 بهمن مي باشد كه به عنوان يكي از مهمترين سينماي هاي جشنواره در نظر گرفته شده است .

سينما آزادي يكي از پيشرفته ترين سالنهاي سينما در دنياست كه يك هديه به جامعه فرهنگي هنري ايران مي باشد که البته لياقتشان بيشتر از اينهاست .

جادارد تشكر ويژه اي از شركت توسعه فضاهاي فرهنگي، ورزشي شهرداري تهران داشته باشم و به همه عزيزاني كه در اين پروژه شبانه روزي زحمت كشيدند خسته نباشيد بگويم كه با ساخت اين سينما يك ركورد  را به نام خود ثبت كردند و اميدوارم همه هموطنان عزيز از اين مجموعه زيبا و منحصر به فرد ديدن كنند.

 

اما با توجه به سطح پروژه های در حال انجام شهر تهران و آگاهی همشهریان عزیز در روزهای آینده از پروژه های قدمگاه صالحیه ، تونل توحید ، برج میلاد ، BRT ،و امور ورزش براي شما خواهم نوشت.

خدانگهدار

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 11:46  توسط علیرضادبیر  | 

ديروز جلسه اي در وزارت نيرو داشتيم با حضور آقاي فتاح وزير محترم نيرو، آقاي چمران رئيس محترم شورا، آقاي قاليباف شهردار محترم تهران، آقاي خادم عضو محترم شورا ، معاونين محترم آب و برق وزارت نيرو و معاونين محترم شهرداري.

دوستان وزارت نيرو از شهرداري به علت عدم و يا تاخير در صدور مجوز حفاري جهت لوله گذاري آب و شبكه هاي فاضلاب و همينطور كابل گذاري برق و نحوه قيمت گذاري گله ذاشتند.

همكاران شهرداري هم از تاخير در جابجايي تيركهاي برق براي تسريع بخشيدن به پروژه هاي در حال انجام بزرگراهها و يا در بحث توسعه شبكه بزرگراهي، اخذ مبالغ زياد براي جابجايي لوله هاي آب نيز از ديگر مشكلاتي بود كه مطرح شد.

بنده و آقاي خادم هم در زمينه مشكلات مردم تهران صحبت كرديم.

صحبتهاي من بيشتر در خصوص كيفيت نامناسب آب جنوب شهر تهران  و شهرري  بود. متاسفانه در حال حاضر نيز بعضي از نقاط فاقد آب مناسب و بهداشتي مي باشند.

30 درصد آب تهران از چاهها تهيه مي شود و عدم تكميل شبكه فاضلاب تاثير بسزايي بر آلودگي آبهاي زير زميني دارد بطوريكه ممكن است سلامت مردم را به خطر اندازد.

عزيزان آب و فاضلاب تهران هم از كمبود بودجه صحبت كردند همچنين در مورد سد ماملو كه از جمله   تواناييهاي اين سد  را مي توان حل بسياري از مشكلات آب مردم جنوب نهران بر شمرد.

در آخر مقرر شد كميته اي مشترك از وزارت نيرو و شهرداري تشكيل شود تا مشكلات في مابين در این كميته حل و فصل شود.

امروز هم در خصوص  كمك به  آب تهران مصوبه اي دو فوريتي در شوراي شهر تصويب شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 18:33  توسط علیرضادبیر  | 

 

بالاخره تهران هم رنگ زمستون رو ديد و بارش برف تقريبا همه مناطق رو سپيد پوش كرد اين نعمت الهي هميشه باعث نشاط و خوشحالي ميشه و صحنه هاي زيبا و لذت بخشي رو شكل ميده اما در كنار اينها مشكلاتي رو هم بموجود مياره كه البته ممكنه در بعضي مواقع اوضاع رو بصورت بحراني تبديل كنه.

امسال بارش برف در تهران نسبت به چهل سال گذشته بي سابقه بود و بالطبع يخبندان، لغزندگي خيابانها ومشكلات رفت وآمد رو در پي داشت.

خوشبختانه شهرداري تهران با در نظر گرفتن تمهيدات لازم  و با تشكيل جلسات ستاد برف روبي از مهرماه كه من هم در اكثر جلسات حضور داشتم باعث به حداقل رسيدن اين مشكلات شد.

استقرار 4000 تن شن وماسه در خيابانها و مخصوصا حاشيه بزرگراهها ، برف روبي سطح شهر با ماشينهاي سبك و سنگين و همچنين استفاده از 12000 نيروي انساني براي برف روبي معابر فرعي همه از فعاليتهاي خوب شهرداري تهران و مخصوصا خدمات شهري بود كه انصافا هم در اين امتحان بسيار موفق بودند.

من هم از ابتداي بارش برف براي اطلاع از انجام فعاليتها در جريان كار بودم . با معاونت هاي مختلف  و همچنين شركت ملي گاز جناب آقاي حسين نيا در تماس بودم و مرتب اوضاع رو بررسي مي كردم بخصوص وضعيت ترافيك .

جا داره از همه اين عزيزان كه در اين چند روز ساعات پر كار و خسته كننده اي رو پشت سر گذاشتن صميمانه تشكر كنم. اميدوارم با صرفه جويي در مصرف گاز نقاطي كه دچار قطع گاز شدند هر چه زودتر مشكلشون رفع بشه.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 11:16  توسط علیرضادبیر  | 

در يك نگاه جامعه‌شناختي، ورزش‌هاي جديد، ريشه در تحولات اجتماعي و اقتصادي و سياسي دنياي مدرن دارند و طبعاً اصول و مؤلفه‌هاي بنيادي حاكم بر آنها را در خود جذب كرده‌اند.

مي‌دانيم كه يكي از اصول قاطع حاكم بر جهان جديد، مسأله سودمند بودن فعاليتها، فرهنگ ارتقاءجويي و مطلوب تلقي‌كردن قدرت‌طلبي (حتي از طرق غيراخلاقي) و ستايش غلبه و رقابت بوده است و دقيقاً اين مؤلفه‌ها به گونه‌اي طبيعي در بن ‌مايه‌هاي فعاليت‌هاي ورزشي مدرن قرار گرفتند و در تكامل آن در متن مسابقات ورزشي و فعاليتهاي معطوف به آن نهادينه شدند.

اگر از شخصي كه ورزش را به صورت حرفه‌اي دنبال مي‌كند سئوال كنيم كه چرا بايد ورزش كرد؟ او جواب خواهد داد براي كسب مدال ملي جهاني و المپيك، مشخص است كه در متن اين دلايل مسائل سود و زيان نهفته است كه دقيقاً ناشي از حس رقابت‌جويي در دنياي جديد است كه سرمايه‌داري آن را ستايش مي‌كند. مسأله نوع رابطه ورزش مدرن با ورزش‌هاي سنتي ماهيت آن است كه خوب مطرح نشده و از حد شعار فراتر نرفته است. در ورزشهايي اصول و اهدافي حاكم است كه تفاوتهاي بنيادين با ورزش مدرن دارد آنچه كه در متن اين سنتهاي عظيم و كهن وجود دارد، تأكيد بر تقدم روح بر جسم و روان بر تن مي‌باشد. مسأله اصلي براي انسان و جامعه سنتي، ارتقاء فضيلت‌هاي روحي است و تن و جسم در اين ميان تنها وسايلي هستند و بس بر اين اساس فعاليتي مانند ورزش، نمي‌تواند تنها واجد اهداف دنيوي و سودمندگرايانه باشد.

بلكه در بطن خود بايد در خدمت ارتقاء فضيلت‌هاي روحاني و رفتار او با مردم باشد و اينگونه است كه فرد را بدل به پهلوان مي‌كند. واژه پهلوان در طول تاريخ با واژه‌هايي چون «عيار»، «فتي»، «جوانمرد» مترادف بوده است. پهلوانان، عياران و جوانمردان به گروهي مشخص از جامعه اطلاع مي‌شده كه به عنوان يك قشر، داراي آداب و خصايلي بوده‌اند و براساس اصولي رفتار مي‌كرده‌اند و نقشهاي خاصي را در جامعه ايفا مي‌كرده‌اند. اين گروه بايد داراي خصوصياتي چون بخشش، مردم‌داري، ستم‌ستيزي، حمايت از ضعفا وطن‌پرستي و ايمان به آيين رسول باشد كه خصايل را تا 70 مورد برشمرده‌اند. اين تعاريف فراوان است ولي بنا به تعريف مرحوم پرفسور هانري كربن جوانمردي «عبارتست از تكاليفي كه شخص به حكم محبت و به فرمان عشق اجراي آن را به عهده گرفته، از اينرو مسأله ورزشي و بعد جسماني آن به حاشيه‌اي بر مقولات روحي بدل شده حتي از نگاه مولانا پهلواني و جوانمردي بدل به نوعي عرفان شده است.

در اين مقام پهلوان صاحب وظايف اجتماعي، سياسي و ميهن‌پرستي مي‌شود كه نمونه‌هاي آن در دوره‌هاي گوناگون تاريخ فراوان‌اند. اما متأسفانه دوران جديد ورزش ما در يك نوع گسست زيان‌بار از گذشته و ميراث‌ها شكل گرفت. تحول خوب است اما به شرطي كه حاوي ميراث نيز باشد امري كه در كشور ما تحقق نيافت در سالهاي گذشته هر چقدر ورزش مدرن ما رشد كرده، ورزش سنتي ما و سنت‌هاي حاكم بر آن به حاشيه رفته است و از اين رو ورزش ما را در نوعي خلا شكل گرفته و حتي در خدمت تخريب ميراث قرار گرفته است. در اين بين مرحوم غلامرضا تختي يك استثنا است كه به نظر من از لحاظ توانايي جهت برقراري رابطه‌اي سازنده ميان ورزش سنتي ما و ورزش دنياي جديد بسيار قابل مطالعه است. تختي در عين حال كه يك قهرمان تمام‌عيار بنا بر شاخصه‌هاي ورزش مدرن بود. در عين حال يك پهلوان يك جوانمرد، يك عيار نيز بود و به مانند پهلوانان سنتي ايران، دقيقاً بعد روحي و فضيلت‌هاي رواني او بر ‌قهرماني جسمي وي مي‌چربيد. ما آنچه كه به صورت فردي در تختي ظهور يافته بود را نتوانستيم به صورت نهادينه درآوريم به گونه‌اي كه امروز نمي‌توانيم ادعا كنيم كه ورزش بومي داريم كه ضمن همراهي با استانداردهاي جهاني، با ميراث ما پيوند عميقي دارد. مطابق آمارها، 80 درصد جامعه ما از ورزشهاي سنتي كمترين اطلاعي ندارند، 15 درصد اطلاع اندك و تنها 5 درصد اطلاعاتي بالنسبه قابل قبول را در اين حيطه دارا هستند. با آرزوي اينكه روش و منش جوانمردانه تختي همواره الگوي جامعه ورزش ايران باشد. يادش گرامي

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 17:16  توسط علیرضادبیر  | 

سلام 

 

چهارشنبه هفته گذشته با ابتكار جالب و جديد بچه هاي همشهري به من پيشنهاد شد تا به عنوان اولين نفر در برنامه اي شركت كنم با عنوان دوربين مخفي!

 

شنيدن اسم دوربين مخفي نا خودآگاه آدمو بياد برنامه هاي تلويزيوني ميندازه كه معمولآ با گير انداختن آدمها در شرايط مختلف ، واكنشهاي متفاوت اونهارو به تصوير ميكشه و لحظات شادي رو براي بيننده تلويزيوني رقم ميزنه.اما دوربين مخفي ما خيلي متفاوت بود هم از نظر محتوا و هم از لحاظ هدف.

 

بحرحال چهارشنبه اي كه گذشت يكي از جالبترين روزهاي زندگيم بود به چند دليل:

 

۱- غافلگيري مردم در لحظاتي كه با وجود مشغله زياد سوار تاكسي مي شدند و از اونجايي كه همشون دقت خوبي هم داشتن بلافاصله بعد از ديدن چهره راننده و سلام و احوالپرسي شروع ميكردن به پرسيدن سئوالهاي مختلف.

 

 ۲- حضور يافتن در خيابانهاي شلوغ و پر هيايوي تهران با دود و ترافيك ، بجاي نشستن پشت ميز و شركت در جلسات و ......

 

 ۳-برقراري ارتباط نزديك با مردم يه عنوان يك مسئول حوزه شهري و گفت و شنود و گپي دوستانه به اندازه فاطمي تا ونك !

 

طي ۳٬۴ ساعتي كه به عنوان راننده تاكسي در خدمت مردم بودم اتفاقات جالبي برام پيش اومد. با افراد مختلفي گفتگو كردم. اما دلچسب ترين نتيجه اي كه از اين موضوع گرفتم صميميت و حس دوستانه اي بود كه مردم تو صحبتاشون با من داشتن و خيلي راحت و خودموني با من به عنوان يك مسئول درد و دل ميكردن البته من هم سعي كردم به عنوان يك شنونده تمام صحبتها رو گوش كنم . در اين بين حرفهايي هم زده شد كه شايد نتونم در رسانه مطرح كنم. ولي تقريبآ ارزيابي خوبي از مشكلات مردم دستم اومد كه اكثرآ بين همه مشترك بود. سهميه بندي بنزين ، گراني ، مسكن، حقوق ، اشتغال ، ترافيك ، تاكسي ، اتوبوس ، مترو و ............

 

اما آدم تا وقتی که بین مردم نباشه نمیتونه به خوبی مشکلات اونارو لمس کنه و این حقیقتیه که باید همیشه به یاد داشته باشم.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 17:38  توسط علیرضادبیر  | 

 

خدمت به مردم اين تنها چيزي بود كه در تمام اين مدت به اون فكر مي كردم استفاده از تمام تواناييهام با تمام قوا در راه رضاي خدا و كار براي مردم متفكر و هوشمند كه با تمام مشكلات زندگي و معيشت عاشق سرزمين و كشورشون هستن و اين خيلي با ارزشه.

از خدا ميخوام اين توان و نيرو رو به من بده تا گوشه اي از محبت اين مردم رو با خدمت شايسته به اونها جبران كنم.

 

و اما انتخاب شهردار...

 

روزهاي پر التهاب شورا فرا رسيد. انتخاب شهردار مي تونه يكي از مهمترين تصميمات شوراي شهر باشه تصميمي كه مستقيم يا غير مستقيم تاثيرات زيادي بر مسائل اجتماعي، فرهنگي و سياسي تهران بلكه ايران خواهد داشت.

گزينه هاي زيادي مطرح بود كه در نهايت 4 نفر به عنوان كانديدا مشخص شدند:

آقايان بيادي، خادم، سعيدي كيا، قاليباف

آقاي سعيدي كيا انصراف خود را اعلام كردند و بعد از راي گيري آقايان قاليباف و خادم به مرحله نهايي رسيدند.

فشارهاي سياسي بالا گرفت.رفت و آمد ها زياد شد و مردم در انتظار معرفي شهردار. واقعا لحظات حساسي بود.

تصميم گيري سخت شد. هر دو متعهد، سخت كوش با تخصصها و ويژگيهاي خاص خود.

رسول خادم قهرمان جهان و المپيك كسي كه به عنوان يك پيشكسوت هميشه احترام خاصي برايش قائلم.

دكتر قاليباف مردي با سابقه دليري و كار اجرائي.

هر دو امين هر دو قهرمان و نماينده تهران.

دوستان ورزشي ام تماسهاي زيادي مي گرفتند و سفارش مي كردند.

بدور از هرگونه شعار و حرفهاي كليشه اي معمول، خواست مردم برايم مهمتر بود و به عنوان نماينده آنها مسئوليت سنگيني بر دوشم بود.

خواست مردم و رضاي خدا دو عامل مهم من براي انتخاب بود.

رأي گيري شروع شد. 7-7 و يك ممتنع. شرايط سخت تر شد. جلسه به بعد از ظهر موكول شد.

زمزمه ها و صداهاي مختلفي از گوشه و كنار به صدا درمي اومد.

تجزيه و تحليل كردم. با خودم خلوت كردم و در نهايت دكتر قاليباف انتخاب من شد.

 

الهي چنان كن سرانجام كار       تو خشنود باشي و ما رستـگار

 

شهردار تهران انتخاب شد. 8-6 و يك ممتنع و بدين ترتيب دكتر قاليباف باقي ماند.

البته در اين بين كارخانه شايعه پردازان و كج انديشان شروع بكار كردند. پيشنهاد مالي، ماشين آخرين مدل، قول فلان ملك و زمين و دروغها و تهمتهاي ريزو درشت. الحمدالله با لطف خدا و دعاي خير مردم در ورزش به خواسته هايم رسيدم و هيج چشمداشتي ندارم. هميشه آماده انجام وظيفه برای شهر و كشورم هستم. يك روز با لباس ورزش و حالا به عنوان نماينده مردم در شوراي اسلامي شهر تهران.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 18:7  توسط علیرضادبیر  | 

سلام!
تصميم گرفتم دوباره بنويسم!
اين دفعه ديگه مي خوام مرتب و منظم بنويسم!
نه كه فكر كنيد فعاليتهاي انتخاباتي و ازدواج و پايان نامه دكترا و مشغله هاي ديگه اي كه داشتم باعث شد تو اين مدت نتونم بنويسم نه، راستش فكر مي كردم بايد دليل محكمي براي نوشتن داشته باشم.
الان فكر مي كنم بايد مردم رو در جريان كارهايي كه مي كنم قرار بدم حداقل تهراني ها رو.
امروز سنگيني بار يك مسئوليت رو خيلي بيشتر از روزهاي قبل روي دوشم حس مي كنم.
همه مي دونن، از همه بهتر خدا مي دونه كه هيچ وقت تو كشتي به اندازه سر سوزني كم كاري نكردم.
تو راه جديدي هم كه پيش گرفتم نمي خوام كوچكترين قصوري ازم سر بزنه. خيلي سخته ولي ميشه مثل چيزاي ديگه كه سخت بود ولي شد.
خيلي خوشحال و البته ممنون مي شم كه ارتباط دو طرفه اي بين من و شما (مخاطبين وبلاگي) بوجود بياد تا از نظر همه يا بيشتر كساني كه نمايندگي شون رو در شوراي شهر به عهده دارم بهره مند بشم.
منتظر راهنمايي همه شما بزرگواران هستم.
يا علي مدد!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 19:5  توسط علیرضادبیر  | 

سلام!

تقریبا اکثر اونایی که علیرضا دبیرو می شناسن می دونن که من تصمیم گرفتم نامزد ریاست فدراسیون کشتی بشم.

شاید شنیده باشید که بعضی ها دلشون نمی خواد که من وارد این عرصه بشم. مستقیم و غیر مستقیم به می گن که نیا...

من می خوام تو اولین پست وبلاگم خودمو خوب تو آینه وبلاگا ببینم. میخوام یه نگاهی به قد و قواره خودم بندازم شاید متوجه شدم که چرا نباید نزدیک این عرصه بشم؟!

باور کنید من فکر میکردم قهرمان المپیک بودنو ۲۰ سال با کشتی زندگی کردنو دکترا گرفتنو مدیرعامل یه باشگاه بودنو برنامه داشتنو و چیزای زیاد دیگه ای که خیلی براشون زحمت کشیدم برای مدیریت کشتی کشور کافیه!

به خدا به من نگفته بودن که این چیزا به درد کشتی این مملکت نمی خوره!

اگه گفته بودن برای پیشرفت کشتی ایران چیزای دیگه ای هم هست که از داشته های من مهمتره اونارم بدست می آوردم.

هنوز هم نمی دونم اونایی که باید رییس فدراسیون بشن چه چیز ویژه ای دارن که من ندارم؟!

به من می گن برای این کار خیلی جوونی! یعنی منی که ۲۰ سال تو خونواده کشتی زندگی کردم برم و بیست سال دیگه که پیرتر شدم بیام؟! یعنی اون موقع بیشتر به درد کشتی می خورم؟!

من تا آخرش هستم و برای خدمت به کشتی تلاش می کنم مثل همیشه.

شما چی می گید؟

یا علی مدد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 13:1  توسط علیرضادبیر  | 

وقتی توسط چند تا از دوستام با محیط وبلاگها آشنا شدم و به چند تا وبلاگ سر زدم چیزای تازه ای دستگیرم شد که خیلی برام جالب بود.

یکی اینکه وبلاگها مثل آینه می مونن!

یعنی من فکر می کنم نظراتی که تو وبلاگها رد و بدل می شه مثل آینه آدمو متوجه خودش می کنه. یه جور تلنگره!

راستش این خاصیت وبلاگها خیلی نظرمو جلب کرد. شاید به همین خاطر بود که تصمیم گرفتم من هم یه وبلاگ داشته باشم.

حرفای زیادی دارم که تو پستای بعدی می گم...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 14:12  توسط علیرضادبیر  |